مير تقي الدين كاشاني
646
خلاصة الأشعار و زبدة الأفكار ( بخش كاشان ) ( فارسي )
كز درد چون شغال بنالى به عوعوى * تا باز چون سگان نكنى عف و عف و عف اى توله شكل بز مژه رنگ دراز دم * وى لوله ديزه ماده خر ناگرفته سُم هرجا كه مىروى ز قفاى تو مىرسد * نفرين خلق لكلك و لعنت ارم ارم هيچت به ياد هست كه هنگام سادگى * چون لادگان به كوچه و ويرانههاى قم سر بر زمين و . . . ن به هوا نعره مىزدى * . . . . . . . كهاى واى چح گُورُم « 1 » بودند بر طُفالهء . . . ن تو ضرب زن * بىپول معلّمان به شطل . . . و اشتلم هجو تو بر دعاى تو كرديم اختصار * شايد كه مستجاب شود ، همّتى بدار [ 2 . ] مير مسعود از جملهء سادات طباطباى شهر « 2 » ماست . مردى تندمزاج و بدخو بود و با وجود نسبت شاعرى به اندك سخنى اعراض بسيار مىنمود و در فن شعر هيچ يك از شعرا را قبول نداشت و هميشه قدم از طريق ادب و مرتبهء خود بالاتر مىگذاشت چنانچه همواره با شعرا مباحثهها كردى و بر سخنان ايشان اعتراضات نمودى و اكثر شعرا را ، و مردم اهل را ، هجوهاى ركيك كرد ليكن هيچ از آن آهاجى شهرت نيافت مگر آنچه به جاى خود بود ، و بارها مىگفت : كه رستائى قم يعنى مولانا غضنفر كرجارى به وادى شعر مىرسد و بعد از اين كسى در شاعرى بهتر از او نيست . منشى و سخنساز كاشان اعنى مولانا محتشم گويد « 3 » : از سخنانش چاشنى سخنورى ظاهر مىگردد ، امّا در شعرش مضمون نيست و در طرز غزل تتبّع خواجه آصفى مىكرد و هر قسم شعرى كه بدان طرز واقع نبود در نظر امتيازش تزويق مىنمود و غزليات شعراى ديگر را مطلقا پسند نمىفرمود و الحق در تشبيهات و اغراقات و مضامين خاص ، فضلاء و شعرا او را مسلم مىداشتند و اين چند بيت كه در اين اوراق مثبت شده از آن قبيل است . و مير بسيار بىقيد و لوند مشرب بود و اوامر و نواهى شرع نزد اعتقادش يكسان
--> ( 1 ) . مصرع تركى است . ( 2 ) . اصل : طباطبا شهر . ( 3 ) . اصل : - گويد .